برگزاری کلاس های آموزش مقاله نویسی ISC و ISI در تمامی سطوح
برگزاری کلاس های آموزش مقاله نویسی ISC و ISI در تمامی سطوح
بهمن ۶, ۱۳۹۳
آموزش مطالب روز حقوق
تفاوت مرابحه و فروش اقساطی
بهمن ۷, ۱۳۹۳
آموزش مطالب روز حقوق

آموزش مطالب روز حقوق

تخریب یک وازه عربی از ریشه « خَرَبَ » و مصدر متعددی باب تفعیل به معنای خراب کردن،از بین بردن و ویران  کردن است[۱].

در اصطلاح حقوقی نیز تخریب به معنی تباه کردن ابنیه و خراب کردن اموال، استعمال می شود .ولی قانونگذار، جرم تخریب را تعریف نکرده، بلکه فقط به ذکر مصادیقی از آن بسنده کرده است. از طرف دیگر، قانونگذار، حرق و آتش زدن را که وسیله­ی تباه کردن و از بین بردن مال است مترادف با تخریب به کار برده است[۲].

واژه تخریب در آیات قرآن نیز به همین معنا به کار رفته است .خداوند در آیه ۱۱۴ سوره بقره می فرمایند: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُوْلَـئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَآئِفِينَ لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ[۳]».

همچنین در آیه دوم سوره حشر آمده:

« هُوَ الَّذي أَخْرَجَ الَّذينَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ما ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ في‏ قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْديهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنينَ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ[۴] » .

واژه خرب و یخربون در دو آیه  ذکر شده، در معنای از بین بردن و ویران کردن به کار رفته اند، که معنای لغوی و اصطلاحی این واژه تطبیق دارند. واژه تخریب  در فرهنگ لغتهای پارسی نیز در معنای ناآباد کردن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ویران کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). خراب کردن . (آنندراج ).ویرانی و خرابی و پایمالی و پاسپردگی و انهدام . (ناظم الاطباء). ویران گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (المنجد):چون بواسطه دیار هند رسید لشکر به تخریب دیار… دست برگشاد[۵].

 در شعر زیر نیز واژه تخریب در همین معانی بکار رفته است.

   صحت این حس ز معموری تن                                   صحت آن حس ز تخریب بدن (مولوی).

[۱]معلوف ، لوئیس ، بی تا صص۴۵۴-۴۵۵

[۲]معلوف ، لوئیس ، المنجد فی الغه و الاعلام . ترجمه : احمد سیاح ، بی جا ، بی تنا. صص ۴۵۴-۴۵۵٫

 [۳]خلاصه تفسیر المیزان : و من اظلم ممن منع مساجد الله ان یذکر فیها اسمه : و چه کسی ستمکارتر است از آنکه مردم را از مساجد خدا و از اینکه نام خدا در آنها برده شود جلوگیری می کند و آنها کفار مکه بودند که قبل از هجرت پیامبر در مکه مانع ذکر خدا می شدند و راه خدا را سد می نمودند،(وسعی فی خرابها): و درخرابی مساجد کوشش می کند عنی با اقامت مردم در آن و بر پا داشتن شعائرالهی مقابله و محاربه می کند،(اولئک ما کان لهم ان یدخلوها الا خائفین ):(اینهانباید داخل مساجد شوند مگر با ترس و بیم )،چون مساجد برای کسانی است که ایمان ، قلبشان را آباد و نورانی کرده باشد نه کسانی که سعی در ویرانی آن دارند،پس آنها مستحق پناهنده شدن به مسجد نیستند جز در حال ترس و عدم ایمنی ،(لهم فی الدنیا خزی ): (برای آنها در دنیا پستی و خواری است )لذا بر جماعت مؤمنان است که آنها را خوار و ذلیل کنند،(و لهم فی الاخره عذاب عظیم ): (و برای آنان در آخرت عذابی بزرگ می باشد)چون آنها به جنگ با خدا برخاستند و ازاقامه شعائر الهی جلوگیری کردند.

 [۴]تفسیر المیزان :(هو الذی اخرج الذین کفروا من اهل الکتاب من دیارهم لاول الحشر ماظننتم ان یخرجوا و ظنوا انهم مانعتهم حصونهم من الله فاتیهم الله من حیث لم یحتسبوا و قذف فی قلوبهم الرعب یخربون بیوتهم بایدیهم و ایدی المؤمنین فاعتبروا یا اولی الابصار):(اوست آنکه برای اولین بار کافرانی از اهل کتاب را ازدیارشان بیرون کرد با اینکه شما احتمال خروج آنها را نمی دادید و خود آنها هم می پنداشتند دژهای محکم آنها مانع هر دشمنی است و می تواند مانع از غلبه خدا بر آنهاشود، ولی عذاب خدا از جایی که حسابش را نمی کردند به سراغشان آمد و خدا رعب ووحشت را در دلهایشان افکند، چنانکه خانه های خود را به دست خود و به دست مؤمنین خراب کردند، پس ای صاحبان بصیرت ، عبرت بگیرید)قبیله بنی نضیر از یهود مدینه بودند که میان آنها و رسولخدا ص عهدی منعقد شده بود، که همواره با مسالمت در کنار هم زندگی کنند و نه بر له و نه بر علیه یکدیگر اقدامی نکنند، ولی بنی نضیر این پیمان را نقض کردند(۵۸) و قصد توطئه نمودند، رسولخدا ص به آنها دستور داد: یا جلای وطن کنید و یا آماده جنگ باشید، بنی نضیر تصمیم به جلای وطن گرفتند، اما منافقین مدینه و در رأس آنها عبدالله بن ابی به نزد آنها رفته و گفتند: ازمدینه بیرون نروید، بمانید و جنگ کنید، ما هم شما را یاری می کنیم و آنها هم همین تصمیم را گرفتند، رسولخدا ص هم عزم جنگ نمود و بیرق جنگ را به دست امیرالمؤمنین علی ع داد و با تکبیر بسوی آنها حرکت کردند و قلعه های آنان رامحاصره نمودند، در این هنگام خداوند رعب و وحشت را در دلهای آنها بیانداخت ،بطوریکه از ترس اینکه خانه هایشان بدست مسلمین بیافتد، خودشان با دست خودخانه هایشان را خراب می کردند و مسلمانان نیز وقتی به قلعه های ایشان دست می یافتندآن را خراب نمودند و درختان آنها را قطع می کردند، در این هنگام یهود ترجیح دادندکه جان خود را برداشته و از مهلکه بگریزند، به این ترتیب مجبور به جلای وطن و ترک مدینه شدند.در اینجا به همان ماجرا می پردازد و می فرماید: خدای تعالی همان کسی است که یهود بنی نضیر را برای اولین بار از دیارشان بیرون کرد، با اینکه شما مؤمنان هیچ احتمال نمی دادید که آنها از دیار خود بیرون روند و آنها را به قوت و شدت می شناختید و خودآنها هم هرگزاحتمالش را نمی دادند و فکر می کردند که قلعه های محکمشان مانع ازوقوع عذاب خدا بر آنها می شود و مادامی که در قلعه ها پناه بگیرند، مسلمانان نمی توانندبر آنها غلبه بیابند، اما خداوند از جایی به سراغشان آمد و اراده او از طریقی درآنها نفوذو جریان یافت که هیچ گمانش را نمی کردند، یعنی از راه باطن و قلبشان ، لذا خداوندرعب و خوفی در دل آنها بیانداخت که از شدت آن با دست خود خانه هایشان را خراب می کردند تا بعد از خروجشان به دست مسلمانان نیفتد و این از شدت تسلط و غلبه الهی بود که اراده خود را به دست خود آنها به اجراء درآورد و نیز به مؤمنان دستور تخریب خانه آنها داده شد و خدا آنان را به امتثال دستور و به غالب کردن اراده خود موفق فرمود، پس ای صاحبان بصیرت عبرت بگیرید و ببینید که چگونه خداوند با صنع عزیز وحکیمانه خود یهود را به جهت دشمنی با خدا و رسول ، آواره و سرگردان‌ نمود.

 [۵]ترجمه تاریخ یمینی ، چ ۱ ، تهران ، ص ۳۲۱

TMRG
TMRG
گروه تحقیقاتی طلوع با هدف ارائه آموزش و مشاوره با روش های نوین در زمینه رشته های علوم انسانی، علوم پایه و رشته های فنی و مهندسی پایه گذاری شده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*