موضوعات پایان نامه و تحقیق در زمینه مهندسی صنایع
موضوعات پایان نامه مهندسی صنایع | بخش چهارم
شهریور ۲۹, ۱۳۹۳
ارائه موضوعات پایان نامه و تحقیق و پروژه در زمینه مهندسی مکاترونیک
موضوعات پایان نامه مهندسی مکاترونیک | بخش اول
مهر ۱, ۱۳۹۳
مطالب آموزشی علوم سیاسی

مطالب آموزشی علوم سیاسی

نيكولو ماكياولي (۱۴۶۹-۱۵۲۷) به خاطر تغييرات عمده اي که در دانش سیاسی به وجود آورد به پايه گذار مباني و شيوه هاي تازه نگرش به حوزه علم سياست معروف است و در اين ميان نامي ماندگار دارد. نامي كه گاه مخدوش شده و به فيلسوفي كاهنده اخلاق سياسي لقب گرفته است.

جایگاه برجسته و دست نیافتنی ماکیاول در اندیشه سیاسی مدرن موجب شده تا امروز گروه هاي مختلف فكري و سياسي به نوعي او را منتسب به جريان فكري خود بدانند چنانچه مي بينيم كه آلتوسر فیلسوف چپ و لئو اشتراوس نئومحافظه كار در ماكياول به نقطه اشتراك مي رسند و اين فيلسوف در واقع نقطه وحدت نظر آنها مي شود. هر دو اين انديشمندان كه هر كدام به جغرافياي سياسي متفاوتي منتسب هستند معتقدند كه دانش سياسي جديد با ماكياول آغاز مي شود و البته نقطه اشتراك ديگر اين دو آن است كه فكر مي كنند ماكياول خوب به جامعه جهاني معرفي نشده است و از او تصويري ساده انگارانه و انسان متفكري فاقد اخلاق ارائه شده كه البته ارائه اين تصوير بيش از هر چيز ديگر نشان از واقع گرايي او در خوانشش از سياست دارد.

اندیشه های بنیادین ماکیاولی

کتاب های اصلی ماکیاولی شهریار و گفتارها می باشد. او در كتاب گفتارهاي خود بر جمهوريت تاكيد دارد اما در شهريار رويه­اي مقتدرانه از قدرت سياسي را پيگيري مي كند. در كل، ديدگاه هاي او در اين دو كتاب تا حدی از يكديگر است. اما ريشه هاي اين تفاوت در چیست؟ به نظر مي رسد كه ماكياول در اين دو اثر دو هدف متفاوت را دنبال مي كرد و تقديم نامه هاي دو كتاب كه هر كدام گوياي تفاوت هدف است. شهرياركه خطاب به شاهزاده مديچي است و گفتارها كه خطاب به توده مردم و دوستانش كه از توده بر آمده اند، نوشته شده است. در شهريار ماكياول بر آن است تا توضيح دهد كه نظام سلطنتي و مشروعيت موروثي دورانش به سر آمده و گفتارها توضيح مي دهد كه نظامي در حال برآمدن است كه شاخصه هاي يك نظام ليبرال دموكراسي را در خود پنهان دارد. در مورد تفاوت ادعایی بین اندیشه های مطروحه در گفتارها وشهریار می توان گفت با در نظر داشتن دغدغه بنیادین ماکیاولی درباره نقش محوری مردم در سیاست جدید دیدگاه های او در این دو کتاب نه گسسته و بی ربط بلکه کاملا پیوسته هستند.

او در كتاب شهريار به جامعه مدني پرداخته است. اما درباره فيلسوفي كه پيش از او درباره جامعه مدني سخن گفته بايد از ارسطو نام ببریم. او در واقع پيش از ماكياول اولين كسي است كه اهميت لايه هاي مياني جامعه را مي دانست. لايه هايي مستقل از دولت تا جایی که او در كتاب سیاستش كلمه اي شبيه جامعه مدني را به كار مي برد. در واقع نظام مطلوب ارسطو حضور طبقه متوسط در قدرت است و بر اين باور است كه همه لايه هاي اجتماعي بايد در قدرت سهيم باشند.

نوآوری انقلابی ماکیاولی

ماكياول در شرايطي گفتمان جامعه مدني و لايه هاي مياني و طبقه متوسط را پيش مي كشد كه سنت افلاطوني_مسيحي در قدرت بود. او در حقيقت به چالش با گفتماني وارد مي شود كه واضع آن آگوستين قديس است. افلاطون مدام از »مثل« مي گويد اما ماكياول در تلاش است تا نگاهي ديگر به فلسفه و جامعه را باب كند. انديشه ارسطو در حقيقت دستمايه افرادي مي شود كه در برابر كليسا و انديشه هاي قرون وسطايي قيام مي كنند. ماكياول ارسطو را برادر فكري خود مي داند. به همين خاطر ارسطو تنها كسي است كه ماكياول در كتاب شهريار از آن نام مي برد

او در شهريار نقدي پنهاني به قدرت شاهزاده دارد. او كتاب را به خاندان مديچي تقديم كرده اما مي توان گفت كه خطابش با تمامي شهرياران جهان در دوره هاي مختلف تاريخ بشر است. ماكياول با مطالعه اي كه از تاريخ روم و ايران و ديگر كشورهاي قدرتمند در تاريخ دارد رگه هاي افول و حضور شهرياران در كشورها و مناطق مختلف را بررسي كرده و خاندان مديچي را مورد خطاب قرار مي دهد و نقدي در پرده بر شيوه حكمفرمايي مطلقه دارد. او انحصار قدرت در دست دولت را صريحا نقد مي كند و خواهان كثرت قدرت در جامعه است. او مي خواهد مشخصه هاي جامعه مدرن را در لابه لاي سطور نوشتارش براي شهريار روايت كند اينكه ديگر عمر دولت هايي كه مي خواهند تنها با زور و تحكم حاكميت كنند گذشته است. او در شهريار تلويحا به اين امر اشاره دارد كه دوره شهرياران خودكامه گذشته و حكومتداري كشورها و مردمان به شيوه هاي تازه نگرش به امر قدرت سياسي نيازمند است.

 در واقع او واضع و آغازگر دانش سياسي جديد است و نگاه تازه به مسائل اجتماعي را در حوزه علوم سياسي جا انداخته است.  شايد دليل اصلي اينكه ماكياول توانست رويكرد تازه اي در اين حوزه بياورد اين باشد كه او بر تمامي عرصه هاي دانش علوم اجتماعي از تاريخ گرفته تا علم سياست و شناخت از جامعه تسلط دارد. نتيجه دانش همه جانبه او و فهم انتقادي اش از مفاهيم است كه او به فيلسوفي دگرانديش در دوران خودش تبديل مي شود و البته اين دگرانديشي او همچنان و تا نسل حاضر ادامه پيدا كرده است. ماكياول سياست را آن طور كه هست روايت مي كند و در اين بازخواني جانب يك واقع گرايي محض از توصيف وقايع سياسي را مي گيرد. به واقع او به برداشت ها و روايت هاي توام با اخلاق كاذب مذهبي تداوم يافته در دوران قرون وسطا پايان مي دهد و در پي آن است كه به يك دیدگاه رئاليستی از سياست دست يابد. در تعريف او از سياست، دين جايگاهي ندارد. دين بايد به عرصه و اريكه اي ديگر برود. قدرت جايگاهي براي دين به وجود نخواهد آورد.ماكياول در حقيقت توانست چشم انداز علوم سياسي جديد را بنا كند. نگاه و نظريه سياسي كه شامل تغيير جهت عقربه ساعت از راس قدرت سياسي به پايه هاي قدرت بود. او در اهميت دادن به پايه هاي قدرت در دانش سياسي موضوع جامعه مدني را وضع مي كند. ماكياول در آن زمان به اهميت جامعه مدني و اينكه اين نهاد قرار است جايگزين شكل قدرت سياسي نوين شود پي برده بود. او بر اين نكته تاكيد دارد كه آنچه دولت را توليد و بازتوليد مي كند جامعه مدني است و جامعه مدني است كه مشروعيت ايجاد مي كند. او با استفاده از مفهوم جامعه مدني و تلاش براي مشخص كردن اهميت لايه هاي مياني مي خواهد اين مفهوم را به دانش سياسي اضافه كند كه دولت هاي ضعيف و قوي همگي روزي عمرشان به پايان مي رسد اما اين لايه هاي مياني هستند كه همواره حضور دارند. تا پيش از ماكياول مي بينيم كه انديشه سياسي و تعبير موجود از قدرت تنها به حاكمان و حكومت و قدرت مندرج در آن مي انديشد و گويا اصلاجز طبقه حاكم ديگر لايه هاي اجتماعي حقي براي حضور سياسي ندارند. فصل تفاوت دانش سياسي قديم و جديد نيز در ارائه همين تصور است. قدرت سياسي مبتني بر حكومت و قدرت سياسي مبتني بر ارتباط ميان مردم و دولت. ماكياول به خاطر تاكيدش بر اين لايه هاي مياني اجتماع است كه آغازگر دانش سياسي جديد نام مي گيرد.ماكياول بر اين باور است كه خيلي خوب است كه انسان دلسوز، وفادار، با عاطفه، معتقد به مذهب و درستكار جلوه كند اما فكر انسان هميشه بايد طوري معقول و مخير بماند كه اگر روزي به كار بردن عكس اين صفات لازم شد به راحتي بتواند از خوي انساني به خوي حيواني تغيير موضع دهد. به هر حال او در مساله سياست و اخلاق انقلابي به پا مي كند. آلتوسر از آن رو به ماكياول علاقه مند است كه او پرده از بازي هاي اخلاقي كه در پس اش بافت قدرت مبتني بر ترس و مذهب نهفته بر مي دارد. اخلاق او اخلاق مبتني بر واقع بيني و به رسميت شناخته شدن نقش توده و مردم عادي است. اينكه اگر پادشاه مي خواهد به شاهي خودش ادامه دهد اين تداوم پادشاهي به راي مردم نياز دارد و حكومتي كه بايد بيش از گذشته بر مهر مبتني باشد. او بيش از ديگر فلاسفه بافت اصلي قدرت را وا مي شكافد. نمايش و تصوير او از بافت قدرت در حقيقت شمايي از جامعه آن روز ايتالياست و البته ديگر جوامعي كه اساس قدرت در آن همچنان همان اشكال سنتي مبتني بر زر و زور است و در اين ميان ماكياول به قرائت تازه اي از اين نوع قدرت مي رسد. او به درستي اخلاقيات متداول سنتي را به چالش مي كشد. در حوزه اخلاق و سياست او نگاهي واقع گرا دارد. به همين خاطر است كه تاكيد دارد بايد جايگاه مذهب از قدرت سياسي جدا شود. اخلاق مورد نظر ماكياول در حوزه سياست اخلاقي مبتني بر واقعيت هاي موجود در امر قدرت و سياست و حكومت است. او مي داند كه وقتي افرادي از اخلاق و مذهب درون قدرت سخن مي گويند در حقيقت قصد دارند تا اين مفاهيم را در راستاي منافع خود به بازي بگيرند و به همين خاطر بي پرواي بدنامي از اخلاقي پرده بر مي دارد كه در زمانه او مورد استفاده سياسيون بود.

TMRG
TMRG
گروه تحقیقاتی طلوع با هدف ارائه آموزش و مشاوره با روش های نوین در زمینه رشته های علوم انسانی، علوم پایه و رشته های فنی و مهندسی پایه گذاری شده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*