چرا کارکنان سازمان باید توانمند باشند ؟
شهریور ۱۲, ۱۳۹۳
رضايت شغلي و عملكرد
شهریور ۱۲, ۱۳۹۳

از نقطه نظرلوي گاربو و مونت مارکت(۱۹۹۶)، رضايت شغلي ارزيابي فرد است نسبت به تجربه گذشته و اينکه انتخاب همين شغل در آينده نيز بهترين گزينه است. کارمند از ميزان مطلوبيت کاري که تجربه مي کند گزارش نمي دهد، بلکه در اين زمينه قضاوت مي کند که اگر مجدداً بخواهد شغلي انتخاب کند، شغل فعلي را انتخاب مي کند يا نه رضايت شغلى مجموعه اى از احساسات و باورهاست که افراد در مورد مشاغل کنونى خود دارند(سعادت،۱۳۷۳).

رضايت شغلى يکى از عوامل مهم در موفقيت شغلى است، عاملى که موجب افزايش کارايى و نيز احساس رضايت فردى مى گردد(هونالد، ۱۹۹۷).

رضايت شغلى يعنى دوست داشتن شرايط و الزامات يک شغل، شرايطى که در آن کار انجام مى گيرد و پاداشى که براى آن دريافت مى شود.

با توجه به مطالب مذکور، مى توان گفت: رضايت شغلى يعنى احساس خرسندى و خشنودى که فرد از کار خود مى کند و لذتى که از آن مى برد و نتيجه، به شغل خود دل گرمى و وابستگى پيدا مى کند.

رضايت شغلى حالتى مطبوع، عاطفى و مثبت حاصل از ارزيابى شغل يا تجارب شغلى است. فيشر و هانا رضايت شغلى را عاملى درونى مى دانند و آن را نوعى سازگارى عاطفى با شغل و شرايط اشتغال مى انگارند، يعنى اگر شغل مورد نظر، لذت مطلوب را براى فرد تامين کند، او از شغلش راضى است. در مقابل، چنانچه شغل مورد نظر رضايت و لذت مطلوب را به فرد ندهد، در اين حالت، او از کار خود لذت نمي برد و درصدد تغيير آن بر مى آيد.

به نظر هاپاک (۱۹۹۷) رضايت شغلى مفهومى پيچيده و چند بعدى است و با عوامل روانى، جسمانى و اجتماعى ارتباط دارد. تنها يک عامل موجب رضايت شغلى نمى شود، بلکه ترکيب معينى از مجموعه عوامل گوناگون سبب مى گردد که شاغل در لحظه معينى از زمان، از شغلش احساس رضايت کند و به خود بگويد که از شغلش راضى است و از آن لذت مى برد.

گينز برگ (۱۹۹۹) و همکارانش، رضايت شغلي را به دو نوع مختلف تقسيم بندي کرده اند: رضايت دروني و رضايت بيروني.

رضايت دروني از دو منبع به دست مي‌آيد اول احساس لذتي که انسان صرفاً از اشتغال به کار و فعاليت عايدش مي‌شود. دوم لذتي که بر اثر مشاهده ي پيشرفت و يا انجام برخي مسئوليت هاي اجتماعي و به ظهور رساندن توانايي ها و رغبت هاي فردي به انسان دست مي‌دهد.

رضايت بيروني که با شرايط اشتغال و محيط کار ارتباط دارد و هر لحظه در حال تغيير و تحول است. از عوامل رضايت بيروني به عنوان مثال، شرايط محيط کار، ميزان دستمزد و پاداش، نوع کار و روابط موجود بين کارگر و کارفرما را مي‌توان نام برد.

اين گونه به نظر مي‌رسد که عوامل دروني که شامل خصوصيات و عامل فردي مي باشند، در مقايسه با عوامل بيروني نظير شرايط محيط کار، از ثبات بيشتري برخوردارند. بنابراين شايد بتوان گفت که رضايت دروني پايدارتر از رضايت بيروني است رضايت شغلي نتيجه تعامل بين رضايت دروني و بيروني است.

ايجاد رضايت شغلي در کارکنان احتمالاً سرعت بالايي نخواهد داشت، اما قطعاً با شتاب بسيار بالايي از بين مي رود. ممکن است همه شرايط براي بالاي نگه‌داشتن رضايت کارمندي در حدي فوق‌العاده باشد، اما صرفاً با يک برخورد نامناسب مدير، امکان تأثير اين شرايط مناسب به صورت کاملاً محسوسي به سمت صفر ميل کند. از تعاريف ارائه شده درباره رضايت شغلى، چنين بر مى آيد که اين مفهوم بيانگر احساسات و نگرش هاى مثبتى است که شخص نسبت به شغلش دارد. وقتى گفته مى شود که کسى از رضايت شغلى سطح بالايى برخوردار است.

TMRG
TMRG
گروه تحقیقاتی طلوع با هدف ارائه آموزش و مشاوره با روش های نوین در زمینه رشته های علوم انسانی، علوم پایه و رشته های فنی و مهندسی پایه گذاری شده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*